«حَرای مقدس»

 

عنکبوتی،

در بی‌تحرکیِ آغوش‌ات،

تار تنیده،

تا کبوتران سینه‌ات

آرام گیرند.

حَرای مقدس من!

همین روزهاست

چونان رسولی از شرکْ گریخته

به دامان‌ات پناه برم.

 

تو که باشی

هیچ پیامبری

وحی را از آسمان انتظار نمی‌کشد!

 

تاریخ سرایش: 26 روز مانده به پاییز 93



تاريخ : پنجشنبه 27 شهریور1393 | 15:28 | نویسنده : تاج‌مهر |

«قطار پنجِ عصر!»

 

شمال یا جنوب

شرق یا غرب؛

دل‌ات که با کسی نباشد

فرقی نمی‌کند کجای زمین

نفس می‌کشی

 

آسوده می‌توان رفت

وقتی در ایستگاه

باد

موهای کسی را

پشت سرت

آشفته نمی‌کند

 

سوتِ قطار

خواب کسی را

آشفته نخواهد کرد

شانه به شانه‌ی قطار

کسی در حال دویدن

به جا نخواهد ماند

 

دل‌ات که با کسی نباشد

انگار همه چیزت

در چمدانی‌ست

که با خود داری.

 

دل‌ات که با کسی نباشد

گلدان گُلی هستی

کوچک و سبک

صبح می‌توانی جایی باشی

شب؛ جایی دیگر

 

دل‌ات که با کسی نباشد

«آسمان هر کجا

حتماً همین رنگی‌ست»*

توده‌ابری هستی

که هر جا دل‌اش گرفت،

می‌بارد.

 

من اینچنین‌ام

و همیشه جا می‌مانم از

قطار پنجِ عصر.

 

*«ببینم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است»/ اخوان‌ثالث

 

تاریخ سرایش: 16 روز مانده به پاییز 93



تاريخ : پنجشنبه 27 شهریور1393 | 15:21 | نویسنده : تاج‌مهر |

«باز خواهی گشت»

 

«تو مُرده‌ای!

و هیچ مُرده‌ای

                   -تا حالا-

از آن دنیا برنگشته است.»

روزی هزار بار این جمله را

با خود تکرار می‌کنم

و باز دلم روشن است

تو باز خواهی گشت؛

در هیأت گلی، پروانه‌ای،

                              پرنده‌ای شاید!

 

4 روز مانده به پاییز 93

تلخ؛ آنقدر تلخ که نزدیکی پاییز هم آرامم نمی‌کند. «احمد بیگدلی» عزیز هم آسمانی شد. چند سال پیش به دعوت کانون نویسندگان لرستان مهمان‌مان بود و چقدر به او انس گرفتیم. ما آدم‌های بدی هستیم. هر سال، روز تولد او را از یاد می‌بردیم و دخترش با پیامکی به یادمان می‌انداخت تا قوت قلبی باشد برای او که همان وقت هم حال مساعدی نداشت و دوباره سال بعد...

ما آدم‌های بدی هستیم...

 

زندگینامه:

احمد بیگدلی نویسنده متولد۲۶ فروردین ۱۳۲۴ در اهواز و ساکن نجف‌آباد اصفهان بود. رمان «اندکی سایه» رمانی از این نویسنده توانست جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران را برای وی به ارمغان آورد. ۵ ساله بود که به اتفاق پدرش که به استخدام شرکت ملی نفت ایران درآمده بود، و به همراه خانواده، به شهر آغاجاری مهاجرت کرد. پس از خذ دیپلم ریاضی از دبیرستان فرهنگ اهواز، در تابستان همان سال(۱۳۴۵) با یکی از دختران فامیل از اهالی روستای پدری‌اش «یاسه‌چای»، ازدواج و مهر همان سال برای گذراندن دوره خدمت سربازی (سپاه دانش) به روستایی از زرند کرمان اعزام شد. در مهرماه ۱۳۴۷ به استخدام آموزش و پرورش لاهیجان درآمد و داستان‌نوبسی را از همین سال به طور جدی آغاز کرد. اولین داستانش را در مجلة ادبی فرودوسی در همان سال به چاپ رساند. از سال ۱۳۵۱ که به دزفول انتقال یافت، به تئاتر روی آورد و چندین نمایشنامه نوشت که گروه تئاتر دزفول با همراهی غلامحسین ضیاءپور، حمید مهرآرا، عبدالرضا ملهمی و دیگر علاقمندان جوان شهر دزفول به صورت تله‌تئاتر در تلویزیون مرکز آبادان ضبط و از شبکه سراسری پخش گردید. سال ۱۳۵۴ به اهواز منتقل شد و کار تئاتر را ادامه داد. نمایشنامه‌های «مهری»، «تا عمق ماسه‌ها» از جملة آنهاست. وی با نمایشنامة «دالو» که سال ۱۳۵۶در سومین جشنواره تئاتر شهرستان‌ها در تهران به روی صحنه رفت به شهرت رسید. اما ذوق و علاقة داستان‌نویسی سبب شد که به کار نوشتن داستان بپردازد و در کنار آن به نوشتن نقد و مقالات در همین زمینه یا سینما بپردازد. در سال ۱۳۵۶ به دانشکده هنرهای دراماتیک راه یافت و در سال ۱۳۶۰ آن را رها کرد و به یزدانشهر در حاشیه نجف‌آباد، مهاجرت نمود. که هم‌اکنون به اتفاق خانواده‌اش در آن زندگی می‌کند. در سال ۱۳۶۴ به اتفاق علی یزدانی، حسن محمودی و سید رضی آیت نشست ادبی جمعه را تشکیل دادند که به مدت ۱۰ سال این نشست ادامه یافت و حاصل آن برای او، مجموعة داستان «من ویران شده‌ام» (۱۳۸۱) می‌باشد که توسط انتشارات نقش خورشید در اصفهان منتشر شد. این دومین مجموعه پس از مجموعة «شبی بیرون از خانه» (۱۳۷۴) است که توسط نشر مینو در اصفهان منتشر شده بود. احمد بیگدلی در سال ۱۳۷۶ از آموزش و پرورش نجف آباد بازنشسته شد. مدتی در دانشگاه پیام نور این شهر کار کرد و همزمان با تدریس فیلم‌نامه‌نویسی در انجمن سینمای جوانان نجف‌آباد (به مدت ۱۲ سال) در مراکز خصوصی اصفهان به تدریس پرداخت. طی سال‌های ۷۶ تا ۸۲ـ۱۳۸۱مجموعه‌داستان‌های «آنای باغ سیب» و «آوای نهنگ» را پدید آورد. علاوه بر آنکه احمد بیگدلی برای بیش از ۴۰ فیلم مستند گفتار متن نوشته است که در اولین جشنواره فیلم یادگار گفتار متن فیلم مستند «پاسارگاد» ساختة مهرداد زاهدیان برنده جایزه بهترین متن گردید، مجموعه‌داستان «آوای نهنگ» برنده هفتمین جایزده کتاب فصل شد. حال آنکه در سال ۱۳۸۵ رمان «اندکی سایة» او برنده بیست و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی گردیده بود و برایش شهرت فراوانی به همراه آورد و بر فعالیت‌های ادبی او افزود.

احمد بیگدلی روز گذشته (۲۶ شهریور ۱۳۹۳) در سن ۶۹ سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت.

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه 27 شهریور1393 | 7:41 | نویسنده : تاج‌مهر |

«من دانش‌آموز درس‌نخوانی بودم!»

 

معلم ریاضی:

«یک به‌اضافه‌ی یک

می‌شود: دو!»

- من با تو جمع شدم و

«یک» ماندیم!

 

معلم انشاء:

«علم بهتر است

یا ثروت؟!»

- تو که نباشی

نه علم به کارم می‌آید

نه هیچ چیز دیگر!

 

معلم دینی:

«گناه، گناه، گناه!

عشق گناه است!»

- بیچاره گناه دارد!

کاش برای یک‌بار هم که شده

عاشق می‌شد!

 

معلم فارسی:

«جاهای خالی را

با کلمات مناسب

پُر کنید»

- او نمی‌دانست

بعضی جاهای خالی

با هیچ کلمه‌ای

پُر نمی‌شوند!

 

5 (فقط 5) روز مانده به پاییز 93

 



تاريخ : چهارشنبه 26 شهریور1393 | 7:42 | نویسنده : تاج‌مهر |

«هیچ پرنده‌ای زمستان عاشق نمی‌شود»

 

پرنده‌ها

سالی یک‌ بار

عاشق می‌شوند؛

به وقت بهار

که درختان باغ

رختِ عروسی می‌پوشند

[هیچ پرنده‌ای

زمستان

عاشق نمی‌شود].

 

درخت‌ها

سالی یک‌ بار

عاشق می‌شوند؛

به وقت بهار

که آسمان

جلوه‌گر است.

[هیچ درختی

زمستان

عاشق نمی‌شود].

 

فقط آدمی می‌تواند

همیشه عاشق باشد

و از پشت پنجره

برای آدم‌برفی‌ها

دست تکان بدهد.

 

6 (فقط 6) روز به پاییز 93

 

 



تاريخ : سه شنبه 25 شهریور1393 | 7:24 | نویسنده : تاج‌مهر |

«قهر نکن عزیزم»

ویسلاوا شیمبورسکا


 

قهر نکن عزیزم!

همیشه که عشق

پشت پنجره‌هامان سوت نمی‌زند

گاهی هم باد

شکوفه‌های آلوچه را می‌لرزاند

دنیا همیشه قشنگ نیست

پاشو عزیزم!

برایت یک سبد، گل ِ نرگس آورده‌ام

با قصه‌ی آدم‌ها روی پل

آدم‌ها روی پل راه می‌روند

آدم‌ها روی پل می‌ترسند

آدم‌ها

روی پل

می‌میرند.



تاريخ : دوشنبه 24 شهریور1393 | 8:10 | نویسنده : تاج‌مهر |

«آدم‌ها...»

 

از فصل‌ها؛ پاییز

از گُل‌ها؛ بنفشه

از پرندگان؛ قُمری

از رنگ‌ها؛ نارنجی

از درخت‌ها کاج را دوست دارم

و از آدم‌ها...

آه، آدم‌ها...

 

9 روز مانده به پاییز 93

نقاشی: رضا بانگیز



تاريخ : شنبه 22 شهریور1393 | 7:45 | نویسنده : تاج‌مهر |

8 سال گذشت...

«برای تنی‌ترین خواهرم؛ ساناز خزایی

که به همراه خواهر، برادر، مادر و پدرش

هرگز از مسافرت مشهد بازنگشتند!»

 

امسال درخت انارمان

گردو گرفته است!

از وقتی تو رفته‌ای

هیچ چیز سرِ جای خودش نیست!

 

11 روز مانده به پاییز 93



تاريخ : پنجشنبه 20 شهریور1393 | 8:19 | نویسنده : تاج‌مهر |

انجمن داستان مهر همدان برگزار می‌کند:

نقد و بررسی مجموعه داستان «سمفونی قورباغه‌ها»

نوشته‌ی کرم‌رضا تاج‌مهر

با حضور نویسنده

منتقدان مهمان:

نظام حقی‌آبی/ امیر امیری

 

شنبه، 22 شهریور 1393، فرهنگ‌سرای آوینی، انجمن داستان مهر همدان، 4 تا 7 بعدازظهر



تاريخ : پنجشنبه 20 شهریور1393 | 8:14 | نویسنده : تاج‌مهر |

«آشیانه‌ی سرد»

 

تا پیش از دیدن تو

در آن عصر پاییزی

آرزوی بزرگ زندگی‌ام

پرواز بود؛

حالا پرنده‌ای

که جفت‌اش مُرده

و شوقی به پرواز ندارد!

 

12 روز مانده به پاییز 93



تاريخ : چهارشنبه 19 شهریور1393 | 8:29 | نویسنده : تاج‌مهر |