شش‌گانه‌ی «جهل!»

1

گدازه‌ها

صورت زیبای خواهرم را

سوزانده‌اند؛

هشدار!

آتشفشانِ جهل

فوران کرده است!

2

داعش

بوکوحرام

القاعده

ابولا

اسید!

به دوران نوسنگی خوش آمدید!

3

ماهِ روی دخترانِ سرزمین‌ام

پشت کسوفی شیطانی

برای همیشه

دفن شد

افسوس!

نماز آیات هم دیگر

معجزه نمی‌کند!

4

امروز

تولد خواهرم بود؛

برایش کلاه‌کاسکت گرفتم

با پیراهنی از نخ نسوز!

5

به‌هوش باشید که جهل

با نام جعلی عدالت(!)

در لباس حقیرانه‌ای

سوار بر مرکبی دوچرخ

در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر

ویلان است!

6

ایمان بیاورید!

رسول دیگری آمده است

با معجزه‌ای

که به صورت‌ها می‌پاشاند!

 

بیست‌ونهمین روز پاییز 93

 



تاريخ : سه شنبه 29 مهر1393 | 8:34 | نویسنده : تاج‌مهر |

«بر مدار تنهایی!»

 

تمام تفاوت روز و شب

در بودن

یا نبودن آفتاب است؛

تو هم که نباشی

این سیاره‌ی سرگردان

بر مدار هیچ سیاره‌ی دیگری

گردش نمی‌کند!

 

بیست‌وهشتمین روز پاییز 93



تاريخ : دوشنبه 28 مهر1393 | 7:50 | نویسنده : تاج‌مهر |

«سینه جای گلوله نیست!»

 

به یاد داشته باش

سینه جای گلوله نیست

و روی پیشانی هیچ کس

نوشته نشده: آواره!

 

یقین داشته باش

همواره، همه چیز

می‌تواند طور دیگری باشد

صلح و شادی حق همه است

همچنان که گریز از اندوه و جنگ!

 

به یاد داشته باش

که هیچ کس

با سیگاری روشن

میان انگشت‌ها

به دنیا نمی‌آید!

 

بیست‌وهفتمین روز پاییز 93



تاريخ : یکشنبه 27 مهر1393 | 7:42 | نویسنده : تاج‌مهر |

«برگرد!»

 

از تو

چیزی در ما

هنوز

به جا مانده است؛

برگرد!

یادت را هم

با خودت ببر!

 

بیست‌وششمین روز پاییز 93



تاريخ : شنبه 26 مهر1393 | 8:11 | نویسنده : تاج‌مهر |

«دیده‌ای و نمی‌آیی!»

 

دیده‌ای که اولِ پاییز

با زمینِ تب‌دیده

وه! چه می‌کند باران!؟

 

دیده‌ای که ابتدای صبح

با گلستانِ شب‌دیده

چه می‌کند خورشید

-آن یگانه‌ی تابان؟!-

 

دیده‌ای و نمی‌باری!

دیده‌ای و نمی‌تابی!

دیده‌ای و نمی‌آیی؟

 

بیست‌وچهارمین روز پاییز 93



تاريخ : پنجشنبه 24 مهر1393 | 8:2 | نویسنده : تاج‌مهر |

«آتشفشان خاموش»

 

حرف نمی‌زنی، اما

در نگاهت

فریادی زندانی‌ست؛

آتشفشانی خاموش

که آخرین فوران‌اش را

فسیل‌های دامنه

به خاطر دارند.

حرف بزن!

کسی چه می‌داند

شاید امروز

آخرین روز دنیا باشد!

 

بیست‌وسومین روز پاییز 93



تاريخ : چهارشنبه 23 مهر1393 | 7:58 | نویسنده : تاج‌مهر |

الشتر/منطقه‌ی زیبای هنام/ خانه تاریخی رحمتی/ بیست‌ویکمین روز پاییز 93/ عکس: محمد رهنما



تاريخ : چهارشنبه 23 مهر1393 | 7:56 | نویسنده : تاج‌مهر |

«فصل قدم زدن زیر باران»

 

بهار بود

در پس‌زمینه‌ی عکس‌هایمان

هوا روشن

درخت‌ها سبز

آسمان آبی...

 

حالا تو نیستی

درخت‌ها به بار نشسته‌اند

فصل، فصل میوه‌چینی‌ست

وقت، وقت قدم زدن

زیر باران است

 

تا دیر نشده، برگرد

سهم انارت

هنوز
بر شاخه مانده است!

 

بیست‌ودومین روز پاییز 93

 



تاريخ : سه شنبه 22 مهر1393 | 7:46 | نویسنده : تاج‌مهر |

«برای دختران دلیر کوبانی»

 

جوجه‌عقاب‌ها

بر بلندای قله

سر از تخم برمی‌آورند

لبه‌ی پرتگاه

بزرگ می‌شوند

تا ترس را

پیش از پرواز

در خود کُشته باشند!

 

بیستمین روز پاییز 93

 



تاريخ : یکشنبه 20 مهر1393 | 7:51 | نویسنده : تاج‌مهر |

«سقوط»

 

نه من سهم کسی هستم

نه کسی سهم من است؛

سیبی که افتادنش از درخت

به اختیار خودش

نبوده است!

 

نوزدهمین روز پاییز 93

 



تاريخ : شنبه 19 مهر1393 | 7:52 | نویسنده : تاج‌مهر |